به نام خدا
نمی دونم چرا این هنه از جنس مخالف بدم میاد ... حتی خوشم نمیاد برم وبلاگ این اجناس مخالف
به قول عمو سالار ...
متنفرم از هر چی سیاست و سیاست مدار به جز چند نفر انگشت شمار
شما به جای سیاست، جنس مخالف بذارید.
حالا الآن نفرتم از پسرا خیلی کمتر شده؛ قبلا از شدت بد اومدن یهو می دیدی می زنمشون.
موندم بعضیا چه جوری می رن با یه پسر دوست می شن و بهش دل می بندن. حقیقتا که اکثر پسرا تا قبل از ۲۶ سالگی آمادگی ازدواج ندارند و به پسرای زیر این سن که میان جلو اصلا نگاه هم نکنید. حتما اون دختری هم که میاد با پسر دوست می شه، گول خورده...
یه جوکی هست که مرده به خدا می گه :
خدایا چرا زن رو این همه زیبا آفریدی؟
می گه برای این که تو از او خوشت بیاد
می گه پس برای چی این همه احمق آفریدی؟
می گه برای این که او از تو خوشش بیاد
این یه تراژدی غمگین هست برای دخترایی که گول پسرا رو می خورن و شکست عشقی بعدش می خورند.
واقعا پسری که میاد واسه دوستی هیچ انگیزه ای غیر از خوش گذرونی نداره.
اینا نظر من بود.
پسرای عاقل هم زیاد هستند منتهی اونا هم صبر کردند زمانش برسه.
پس دخترای عزیز
خودتون رو پاک نگه دارید برای همسر آینده تون.
دختراااااااا
خودتان را سفت بچسبید !قدر خودتان را بدانید ....ارزان نفروشید خودتان را ؛به لبخندی ، به حرفی ، به نقلی ، به هدیه ای ، به اندک توجهی ...بگذارید تلاش ک
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
آنه ! تكرار غريبانه ي روزهايت چگونه گذشت وقتي روشني چشمهايت در پشت پرده هاي مه آلود اندوه پنهان بود با من بگو از لحظه لحظه هاي مبهم كودكيت از تنهايي معصومانه دستهايت آيا مي داني كه در هجوم دردها و غم هايت و در گير و دار ملال آور دوران زندگيت حقيقت زلالي درياچه نقره اي نهفته بود؟ آنه ! اكنون آمده ام تا دستهايت را به پنجه طلايي خورشيد دوستي بسپاري در آبي بيكران مهرباني ها به پرواز درآيي و اينك آنه شكفتن و سبز شدن در انتظار توست... در انتظار تو
برچسبها: آنه شرلی
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
بابا ما هم سال ۹۲ شهید دادیم. ولی دیگه قرار نبود از این عکسا تو فضای مجازی از خانواده شون پخش کنیم که...
کی یادشه سال ۹۲ یه سری از عزیزانمون تو پرواز سیستان، راهشون رو به مقصد خدا عوض کردند و به سمت خدا پرواز کردند؟
به نظرتون شهدای سانحه سانچی الآن خوشحال از این وضعیت؟
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور


برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
سلام
مردم وحشی شدند... تو که به اوضاع مملکت اعتراض داری، دیگه چرا حوزه علمیه رو آتیش می زنی؟
شیشه های دادگستری رو چرا پایین میاری؟
بانک رو چرا آتیش می زنی؟
تویی که می گی مرگ بر دیکتاتور...
تویی که باتوم می خوری و افتخارت شده این...
راهش این نیست... !!!
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور


برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور


برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
» نمایش این صفحه بدین معناست که نویسنده وبلاگ یک مطلب را بصورت رمزدار درج کرده است و برای مشاهده کامل مطلب نیازمند آن هستید که کلمه عبور مرتبط با این مطلب را دانسته و وارد کنید.
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
سلام
نمی دونم چه اتفاقی افتاده که مجبور شدم برای استفاده از تلگرام و بلاگفا دست به دامن سایفون بشم. شکر خدا سایفون هست...
حرف زیاد دارم برای گفتن...
از امتحانام که بگذریم، حوصله گوشی ندارم.
اتفاقات افتاده بسیار زیاد هستند. بعضی ها خوب، بعضی ها بد، بعضی ها ظاهرا خوب، بعضی ها ظاهرا بد...
نمی دونم چی بگم راستش...
خوابم میاد فقط
شب بخیر
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور
برچسب:
نویسنده: حامد رضاپور